خرید بک لینک
من واقعا خوشم نمیاد یه عده میان و منم البته میرم من اونارو میخونم و اونا منو ولی جالب اینه دوتا سوال میپرسی غیب میشن ولی همه چی ازت میپرسن احترام خیلی چیز مهمیه برام، که باید دو طرفه باشه هِی باباش زاده زنده ای یا مردی خبری ازت نیس با اون دستای شَبی کَفگیرت ؟! :| از همین تریبون تویه ماهه خدا یه بوس تپل برا همه امامیا :))) گوگولی سرخ نشو که عیبه، به قول هیچکس میخوای یه خبر از آینده بدم برات ؟! خب

برچسب: دلیلی,نویسم, نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 3:26

از جمله ناراحت کننده ترین چیزها تویه ماه رمضون اینه که افطار رو تنها باشی ... خودت واس خودت چایی بزاری تنها بشینی سره سفره تا اذان بده رفتم ظهری ساعت 3/30 تا 4/30 ، 12 تا نوشابه خریدم -__- از دوتا فروشگاه رفتم خاص ترین توشابه و دلستر هاشونو خریدم تا نزدیک افطار بزارم بغلمو از هر کدوم یه نصفه لیوانی بخورم تا جیگرم حال بیاد :دی البته همین نوشابه خوریم تنهاییش زیاد جالب نیس ... ماهتون عسل عیدتون مبار

برچسب: نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 3:26

امروز ورقه های بچه هارو بردم توو یونی ثبت کنم اووووووووووه صبر کنید چن مین وااااااااااای خدا مردمممممم !!!!!!!!!!! نیم کیلو فلفل خریدم دارم میمیررررررررررررررررررم وااااااااااااااااااااااااااااای !!!! همشون عینهو زهره مار :| خب یکم بهتر شدم اول حساب کردم دیدم 8 نفر 20 شدن ! :| نشستم دوباره حساب کردم که دیگه ضایع نشه 4 تا 20 دادم کف نمره هم یه 12 بود بقیه بالا 14 دلم نمیخواست کسی وقتی نمرشو دید از

برچسب: نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 3:26

از جمله سَندرُم های جدیدی که دچارش شدم

اینکه هر حیوونی میبینم میخوام بخرمش :|

و اینطور میشه که تویه یه هفته 6 تا قناری و 2تا طوطی خریدم :||||

و این سندروم بدتر هم شده :))

أللهُمَ شَفاءَ کُلَ مریض :V :))))))))))))

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۰۵ساعت 16:28  توسط JF |

برچسب: نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 3:26

امروز رتبه های کنکور کارشناسی رو دادن

خیلی خوشحالم که خواهرم رتبه ی خوبی آورد و یاد 6 سال پیش خودم افتادم .... هیییی

هیچی دیگه مثله قبل نیس ... :)

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۶ساعت 2:25  توسط JF |

برچسب: کنکور, نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 3:26

شب بود داشتم میرفتم شناسنامه خواهرمو از بابام بگیرم که اشتباهی با خودش برده بود ساعت 3 میشد نزدیکای صبح بود هوا هم اینحا سرد میشه معمولا و اون شب خیلی سرد بود منم یه تیشرت تنم بود دیشبشم ماشین رومده بودم حسابی و داشتم میمردم از خسته گی ضبط ماشینم فابریک بود و جا فلش نداشت و از شانسم سی دی هم نداشتیم یکم بخونه خوابم بپره من خیلی ماشین روندم خیلییییییییییی !!! یه ضرب 12 ساعت روندم ولی نمیدونم چرا او

برچسب: نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 3:26

پاييز داره مياد

منم دارم ميام

البته پاييز اومده همين حوالي يه ساعتا

منم دارم ميام تهران بشم تهروني براي ٢ سال شايدم بيشتر

البته اين كجا و آن كجا :)

خدايااااا اين ارشد مارو راحت كن تا زودي تموم شه دمت گرم

مخلصطم و چاكرتم :****

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۷/۰۱ساعت 0:44  توسط JF |

برچسب: پاييز, نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 3:26

صفحه بندی